محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
541
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كنيد . مرد بايد زبانش را حفظ كند ، زيرا همانا اين زبان سركش ، صاحب خود را به هلاكت مىاندازد . به خدا سوگند ، پرهيزكارى را نديدهام كه تقوا براى او سودمند باشد مگر آنكه زبان خويش را حفظ كرده بود و همانا زبان مؤمن در پس قلب او و قلب منافق از پس زبان اوست ، زيرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنى گويد ، نخست مىانديشد ؛ اگر نيك بود اظهار مىدارد و چنانچه ناپسند ، پنهانش مىكند ؛ در حالىكه منافق آنچه بر زبانش آمد مىگويد و نمىداند چه به سود او و چه حرفى بر ضرر اوست و پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « ايمان بندهاى استوار نگردد تا دل او استوار شود و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد . » پس هر كس از شما بتواند خدا را در حالى ملاقات كند كه دستش از خون و اموال مسلمانان ، پاك و زبانش از عرض و آبروى مردم سالم ماند ، بايد چنين كند . واژهشناسى تورّد : از ريشه « ورود » و به معناى ورود پياپى و يكى پس از ديگرى . العده : در صورت مكسور بودن عين و مفتوح بودن دال به معناى وعده است و در صورت مكسور بودن عين و تشديد داشتن دال به معناى گروه و جماعت است و در صورت مضموم بودن عين و تشديد داشتن دال به معناى آمادگى است . المنهاج : راه روشن . التّهزيع : شكستن و خرد كردن . التّصريف : دگرگونى . الرّاحة : كف دست .